.: الله اکبر! :.

 .

این شبها،

دنیا پر است

از

دخترکانی با گیس و پستان­های بریده

که ضجّه می­زنند در حسرت چشیدن لذّت زن بودن...

از

مردهایی طاس

که هر تار موی خود را با چند قطره مایع حیات!

به پروازی کثیف بخشیده­اند...

از

زنانی که با سرخی ِ درد،

قبل از بلوغ آشنایند...

از

کودکانی که نطفه در دست

به­دنبال خدایشان می­گردند

که تاوان خلق نشدنشان را بگیرند...

و

هنوز روزی سه وعده

فریادی گوش فلک را کر می­کند که

الله­اکبر...

.

و تو،

کمی اینطرف­تر...

نشسته­ای غرق در یک خوشحالی غم­انگیز،

پاهای نحیفت را بغل کرده­ای،

به این فکر که

این شبها

آنهایی که از فلسفه فقط بافتنش را بلدند و

از عاشقی فقط کردنش را،

به ماه که نگاه می­کنند چه می­بینند...

بی­خیال...

گذشته را پاک کرده بودی که جا برای آینده باز کنی،

امّا...

اینبار که گذشت،

باشد که در تناسخ بعدی آدم شوی...

حالا هم،

همین را می­خواستی دیگر!

پس،

تنهایی­ات مبارک!

دلکم... :)

 .

/ 73 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
م. غریبه

کجایی باران؟ دیگه نمیگم نگرانتم! میگم بی معرفت یه سرم به ما بزن!

نسیم

اینو قبلا خونده بودم یادم نیست .. فک کنم وبلاگ قبلیت بود هنوز هم برام همونقدر لذتبخشه ....

اقلیما

اینجا سیل راه افتاده اینقدر ملت قطره ریختن. کلا دوست نداری آپ کنی یا فقط یه کم دوست نداری؟

نگارخونه

چرا تو نیستی؟! باران! باران دلمان را هوایی کرده ای ... این شیشه ها بی تو تاب نمی آورند بهار را ... باران ... باور کن ... دلمان تنگ نبودنت است ...

سپیده

سلام باران عزیز... ممنونم از لطفت ، میتونم حال و هوای این روزهات رو درک کنم خوش باشی عزیزم به یادتم .

ملکه تنها

پایتم از این به بعد واسه سیج[نیشخند] نمی ریم نمایشگاه؟[مغرور] آپم . . . بیا.[گل]

اقلیما

[خجالت] بله باید تبریک بگین[خجالت]

عاطفه

سلام مهربون...چقدرزيبا بود...خيلي به دلم نشست....هميشه سبز باشي[گل]

ملکه تنها

يالا يالا....رقص و شادي ي ي ي ي ي........[هورا][دست][راک]