.

خوانندگان محترم!

آماده­ی پروازیم...

لطفاً کمربندهای خود را شل کنید!

امیدوارم از سقوط لذّت ببرید...

.

اینجانب ف.خ.

از حالا تا هروقت که بخواهی،

که بخواهم،

زیر این بارانی که فقط صداست،

راه می­روم؛

     خیس می­شوم؛

               حال می­کنم!

ولی قبلش بیا یه کاری بکنیم مرد ِ من!

تو بیا تمام ِ مردانگیت را

به کثیف­ترین شکل ِ ممکن،

روی صورتم بالا بیاور!

من هم ته­مانده­ی عشقم را

با تمام ِ وجود،

تُف می­کنم کف دستهایت،

که همیشه در مشتت باشد،

                          که همیشه در مشتت باشم...

بعد بیا با بوسه­ای جادویی جاودانه شویم،

                         بوسه­ای با طعم ِعسل ِ لبهای تو!

فقط قول بده دستاتو هیچوقت نشوری،

قول میدم صورتمو هیچوقت نشورم...

.

گاهی فاصله­ی عشق و نفرت اونقدر کم میشه که می­تونی هردو حس رو تو یه لحظه داشته باشی. مثِ من. ببین...

آروم­تر از این نمی­تونم باشم، چون تو آرومی...

به عاشقانه­ترین شکل ِ ممکن ازت متنفرم مرد ِ من!

 

/ 26 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کرگدن

با ما از این شوخی ها نکنیدا ! ما قاطی این و اعصاب معصاب نداریم ها !

کرگدن

قاطی ایم !

کرگدن

درست لحظه’ سند شدن دیدیم غلط املایی را ولی کار از کار گذشته بود !!

کیامهر

بالاخره باز شد اینجا به قول محسن از پاره شدن نجاتمان دادی بانو

کیامهر

تعابیر بی نقص بود بی نقص و وحشتناک انقدر واقعی بودند انقدر زیبا لحظات معلق و دردناکیست حس داشتن توامان عشق و نفرت با هم یکجا به یک نفر پست قشنگی بود آفرین

قطره

یک متنفرانه بود [نگران] تا عاشقانه

نازنین

قالب بلاگ قدیمیته که دختر....یاد قدیما افتادم...ولی ادم دلش واسه ابرای بالای بلاگت تنگ میشه...[لبخند]

صنم

آره فاصله ی عشق وتنفر فقط یک قدم،فقط یک قدم!!

می نو

حال کردم با اون قسمتش : تو بیا تمام ِ مردانگیت را به کثیف­ترین شکل ِ ممکن، روی صورتم بالا بیاور! ..... راستی ویکتوری رو امتحان نکردم....اسپرینگ واتر ارزون شد! می دونستی؟